ازدواج در گذشته

در گذشته بزرگسالان و والدین با شناخت مزاج زوجین، آن ها را براي هم انتخاب می کردند، هرچند که با مفهوم مزاج آشنا نبودند . در قدیم چون مادربزرگ ها شناخت کافی بر روي بچه ها داشتند می توانستند با شنا خت مزاج طرفین، افراد داراي مزاج مشابه را با هم تزویج کنند. آ نها با مفاهیم گرمی و سردي مأنوس بودند و همواره غذاها و افراد را با آن می شناختند. حتی اکنون هم به کرّات از پیرزن ها این اصطلاحات را می شنویم که معمولا با تمسخر جاهلانه ي افرادِ به اصطلاح تحصیل کرده مواجهحاکم میشوند مانند:« تو سردي داري، فلان غذا را نخور » یا « فلان غذا گرم است » . مثلا می گفتندزندگی سنتی از بسیاري از مشکلات جلوگیري می کرد و کار به طلاق و اختلاف نمی کشید. چنانچه امروزه می بینیمآمار طلاق در جوامع صنعتی (تهران و شهر هاي بزرگ) بسیار بالاتر است

طلاق

در مورد دیگر علل طلاق نیز باید گفت که زندگی صنعتی و شهر نشینی و فاصله گرفتن از سنت ها مهم ترینوجود داشت که « برادر داماد » علت طلاق است و ریشۀ اکثر علل به این بر می گردد. مثلا در گذشته مفهومی به نام این شخص متأهل بود و وظیفه اش آموزش صحیح آمیزش جنسی به داماد بود . اما اکنون خبري از این حرف هانیست و خدا می داند این نا آگاهی چه مشکلاتی را به وجود می آورد. اگر آموزشی هم در جامعه باشد، بر اساس مدل هاي غربی است که اکثرا غیر علمی (علم به معناي واقعی کلمه) هستند و یا با مبانی دینی ما سازگاري ندارند .اساساً هرجا به روش زندگی غربی نزدیکتر شده ایم بر مشکلاتمان افزوده شده است.

در گذشته عروس پس از رفتن به خانۀ بخت به مدت چند سال در کنار خانواده شوهر زندگی می کرد . این عروس تحت تربیت مادر شوهرش، آداب شوهر داري و بچه داري و حاملگی و زایمان را یاد می گرفت. یاد می گرفت چطور شوهر داري کند، چطور از بچه مراقبت کند و … . اکنون دختر تازه عروس شده اساسا نه با اخلاق شوهرآشناست، نه طرز شوهر داري می داند و نه می داند که چطور از بچه مراقبت کند . تنها راهکار غلبه بر این مشکلات ،زندگی کردن در کنار یک دلسوز آگاه و مسلط به این امور (مادر شوهر) است.

اکنون وضعیت طوري شده است که تازه عروس ها به محض ازدواج از خانواده شوهر جدا می شوند و دو تایی بطورمستقل زندگی می کنند؛ و چون هیچکدام با اصول زندگی آشنا نیستند با بروز کوچکترین مشکلی درخواست طلاق میکنند. غالباً در اینگونه موارد نه راه حل رفع مشکل را می دانند و نه قدرت تحمل همدیگر را دارند . این درحالیست که زوجین کوچکترین آموزشی براي پیشگیري از مشکلات ندیده اند.

ذکر یک نکته در اینجا ضروري به نظر می رسد و آن اینکه طرح هایی مانند آموزش اجباري قبل ا ز ازدواج،کلاس هاي تدبیر زندگی و … راه حل مناسبی براي رفع مشکلات نیست . چنانچه در عمل مشاهده م ی شود که در جوامع متمدن مانند تهران، با وجود نهادینه شدن این طرح ها و وجود رسانه ها و … باز هم مشکلات سرجایش باقیست. در حالی که در شهر هاي کوچک هیچ یک از این ه ا وجود ندارد اما آمار طلاق و مشکلات بسیار کمتراست. علت همه این ها این است که در جوامع سنتی، آموزش هاي پیش از ازدواج بصورت سنتی اجرا م یشد ولی در جوامع متمدن چنین نیست.

 

منبع
برتر ياب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 2 =

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.