اثرات سوء استفاده فیزیکی

هنگامی که دو نفر تصمیم می گیرند ازدواج کنند به این دلیل است که یکدیگر را دوست دارند، به یکدیگر اعتماد دارند و در رابطه خود احساس امنیت می کنند. متاسفانه با این حال مردم تغییر می کنند، روابط آنها نيز تغییر می کند و گاهی محیط امن و راحت مي تواند روابط خصمانه اي را رقم بزند.

سوء استفاده فیزیکی و خشونت خانگی واقعیتي تاسف آور در دنیای امروز هستند که بیشتر در پشت درهای بسته اتفاق می افتند. مردان شکارچیان قریب الوقوع هستند، اما مواردی نیز وجود دارد که زنان نیز آن نقش را بازی می کنند. مهم نیست که چه كسي قربانی و چه کسی مقصر است. کبودی، شکستگي و ضرب و شتم که رخ می دهد بسیاری از اثرات پایدار فیزیکی و عاطفی را از خود نشان می دهد.

افسردگی

افسردگی اغلب ناشی از احساسي است که فرد کنترل زندگی خود را از دست مي دهد. قربانيان ناظر بر شرایط اطرافشان هستند و چیزی در مورد آن نمي دانند بدرفتاری فیزیکی فضایی ایجاد می کند که به طور مداوم کنترل قربانی را به دست بگيرد؛ زیرا در برابر همسر مزاحم خود ضعیف و بی قدرت است. مهم نیست که چقدر می خواهند رابطه و وضعیت فعلی خود را تغییر دهند، آنها احساس می کنند که در انجام چنین کاری بی نظیر هستند. فرباني احساس می کند که شریکش داراي قدرت زيادي است و اگر سعی در تغییر این پویایی داشته باشد، حتما صدمه خواهيد ديد

این احساس ناامیدی و بی کفایتی می تواند مارپیچي از افسردگی را به وجود آورد. در تحقق شرایط خشونت آمیز داخلی می بیند که بی نیرو است. وقتی که مي دانند چگونه می توانند این شرایط را تغییر دهند، می بینند که به دلیل عدم وجود قدرت در این تغییر امید وجود دارد.

اضطراب

تعریف اضطراب يعني ” احساس نگرانی در مورد یک رویداد قریب الوقوع با نتایج نامطلوب. فردی که توسط همسر خود مورد آزار و اذیت فیزیکی قرار مي گيرد، بدون شک در برخي موارد دچار اضطراب مي شود.

آنها نگران آنچه که شریک زندگی شان می توانند در آینده انجام دهند.

قرباني مدام بايد مواظب حرف زدن و حركاتش باشد تا مورد حمله قرار نگيرد

ازدواج و وضعیت فعلی روابط آنها هیچ اطمینانی ندارد و نمی دانند چه انتظاری دارد.

همه چیز درباره ازدواج در جریان است و اضطراب محصولی نزدیک به آن خواهد بود. خشونت خانوادگی قربانی را در ترس مداوم ترسیم می کند و عمدتا از ناشناخته ها ترس دارد. او نمی داند که چه اتفاقی خواهد افتاد. ازدواج های قوی و پایدار، پناهگاهي امن هستند كه باعث ثبات مي شوند اما کسانی که تجاوز جسمی را تجربه می کنند، احساسات خود را از دست مي دهند.

عدم انسجام

قربانیان سوء استفاده فیزیکی اغلب از لحاظ احساسی “چک” مي شوند. آنها زندگی خود را پیدا می کنند،آنها تجربه انتخاب كردن ندارند. آنها از لحاظ جسمی آسيب ديده اند، شاید از ترس تلاشي براي ترك نمي كنند اما از نقطه نظر عینی در روح خود احساس مي كنند. دوستان و خانواده تفاوت را بسیار واضح می بینند، اما فرد مورد آزار و اذیت قرار گرفته شده استفاده از آن را به عنوان مکانیسم دفاعی مي بيند. اگر آنها خود را از شرایط موجود جدا نکنند، برای مقابله با آن سخت تر خواهد بود.

bartaryabe.com

انکار

کبودی و زخم ها برای برخی افراد کافی نیستند. قربانیان سوء استفاده فیزیکی آگاهانه قربانی خود را انکار می کنند. این انکار راهي برای مقابله با واقعیت است که آنها احاطه کرده اند. آنها ممکن است احساس شرم کنند که هنوز هم در سوء استفاده هستند بنابراین شرایط را براي خود انكار مي كنند.

آنها چیزهایی مانند “خب من آن را شروع کردم” یا “او سعی در صدمه زدن به من را دارد” نمی گویند. این مشکلی را در دست می گیرد و اجازه می دهد که سوء استفاده ادامه یابد.

انزوای اجتماعی

قربانی سوءاستفاده دشوار مي بيند با آنهايي كه مورد سوء استفاده قرار نگرفته اند رابطه اجتماعي داشته باشد. آنها این راز پنهانی را با خود حمل مي كنند و شرمنده مي شوند اگر در مورد آن صحبت كنند، بنابراین به جای اينكه تلاش کنند در اطراف افراد سالم باشند تصمیم به تنهایی مي گيرند.

آنچه ممکن است اتفاق بیفتد این است که همسر مزاحم، قربانی را در رابطه با دوستیابی با ترس از اینکه متوجه شد، ممنوع مي سازد. آنها ممکن است از ترس استفاده کنند تا همسر یا شوهرشان را در خانه نگه دارند تا در مورد خشونت خانگی که در خانه اتفاق می افتد صحبت کنند.

این انزوا فقط بر روی استرس های عاطفی روابط فیزیکی سوء استفاده کننده قرار میگیرد، تنهایی باعث افسردگی، جدایی و اضطراب مي شود.

منبع
برتر ياب
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.